بسم الله الرحمن الرحیم؛ وَالْفَجْرِ ؛ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ؛ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ؛ وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ؛ هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ

۱۳ مطلب با موضوع «سعید کسائی» ثبت شده است

سوره ی مبارکه ی تکاثر و کوثر /../ سعید کسایی و محمدعلی اشرف

 بسم الله الرحمن الرحیم

ای سوره مردمان را به شدت توبیخ می کند بر اثر اینکه در طول زندگی خود به تکاثر رجوه برده اند و با مسابقه گذاشتن ، نعمت های خداوند را از یاد می برند مصادیق زیای برای تکاثر می شود بیان نمود. 


- مصداق الهکم التکاثر: هر کار بیهوده و بی ارزش _ انا عطیناک الکوثر ؛ کثرت خیر و استمرار. به عنوان مثال: دو حوزه بر سر کثرت افراد خود به جدل می پردازند ، دلیل: دو حوزه گسترش جمعی دارند ولی گسترش فرهنگی ندارند. 


- مصداق بعد: دو تیم فوتبال بر سر کثرت بازی ، برد ، گل و... خود جدل می کنند. دلیل: دو تیم که بر چیز های بیهوده که همان چیزهایی است که مفاخر می کنند طبق آیه ی مذکور کاری لهو و بیهوده است که انسان را از یاد خدا دور می کند. 


- مصداق بعد: در مدرسه ای که دانش آموزان بر سر نمرات خود ی نمرات همدیگر را به رخ می کشند. در مدرسه ای که دانش آموزان فقط برای به رخ کشیدن نمرات یکدیگر درس می خوانند ، این نوع درس خواندن کاری بیهوه و لهو است و انسان را ازیاد خدا دور می کند. 


- مصداق بعد: دو خانواده برای کثرت اینکه نشان دهن مذهبی هستند باهم رقابت می کنند. دلیل: دو خانواده ای که تنها دلیل روضه ، نماز ، خمس دادن و... شان به رخ کشیدن این است که کدام مذهبی تر است ، اگر چه این کارها به نظر کارهای خوبی است ولی دلیلی غیر از خدا دارد ، کاری بیهوده و لهو است و آنها تلاش می کنند شدت مذهبیتشان را زیاد کنند پس کثرت دارد و تکاثر است. 


- اثبات مصداق اینکه فوتبال کاری لهو و بیهوده است: برای اثبات این قضیه ابتدا باید حق را بیان کنیم و برای بیان حق از سوره استفاده کنیم. حق طبق آیات مذکور عناوینی است که انسان را به یاد خدا و قیامت می اندازد و به انسان چشم بصیرتی می دهد که یقین پیدا کند که اگر <این کار را انجام دهد حتما به جهنم می رود> و چون علم به حق دارد این کار را انجام نمی دهد. با استفاده از بیان حق فوتبال چون کاری است که انسان برای شهرت طلبی ، مال طلبی و... این کار را می کند پس کاری لهو و بیهوده است. (البته فوتبالیست هایی هستن که در کنار عبادت و بندگی فوتبال هم کار می کنند که این کار جزو کارهای لهو نیست).

  نسأل الله منازل الشهدا

۰ نظر
ذی حجر

حسرت های جاودان

بسم الله الرحمن الرحیم

خودش را سرزنش می کرد، ناراحت بود، عصبی بود، از خودش حالش بهم میخورد. خودش پیش خودش خرد شده بود با خود می گفت وای بر من که ترازوی اعمالم وضع بدی دارد. گل زندگی اش را برای آخرین بار مرور می کرد هیچ چیزی پیدا نکرده بود حتی به اندازه ی گرد و غباری

به خود می گفت : اعمالم مرا به وادی بدبختی کشانده است. اتفاقات چند لحظه ی پیش را با خود مرور می کرد . زلزله ای ویران کننده ای آمد از ترس جانش به حلقش رسیده بودهمه جا می لرزید همه انسان ها زنده شده بودند و از ترس از هم میپرسیدند چه شده است؟

همه میدانستند ولی باور کردنش سخت بود.

ناگاه زمین چیزهای سنگینی که در خود به امانت برده بود را بیرون می ریزد ناگهان تمام _اعمال انسان ها به نمایش در می آید_ زیرا زمان؛ زمان شهادت است. به کارهایی که انسان ها انجام میدادند . همه ناراحت میشوند و مومنان می گویند که این وعده شهادت زمین را خداوند داده بود و به حرف درآمدن زمین دستور خدای قادر است.

به خودش آمد و گفت: وای برمن خدای بزرگ به من نعمت های زیادی داده بود اگر شکر این هارا میکردم وضعم بهتر از این بود من در دنیا سرگرم کار خودم بودم سرم فقط پایین را میدید ولی ای کاش سرم را بالا میگرفتم و می دیدم چه خبر است من فقط به دنبال این بودم که به خود اضافه کنم و به روزی خود قانع نبودم

کم کم نوبت او شد . مهر خاموشی به دهان او زدند. ناگهان صدایی آمد آری!! پس از شهادت زمین ، اینک تمام اعضای بدن او به صدا درآمده بودندو شهادت میدادند

او شنیده بود که در آن دنیا حسابرسی اعمال هست اما دلش را به شفاعت اهل بیت خوش کرده بود

 چه بسا که همان اهل بیت گفتند : شفاعت ما به کسی که به نماز بی اهمیتی کند : نمی رسد

سعید کسایی بر گرفته از سوره مبارکه زلزال


اللهم ارزقنی شفاعه الحسین یوم الورود


۲ نظر
ذی حجر

سوره مبارک همزه / .. / سعید کسایی

بسم الله الرحمن الرحیم

توضیح کلی : 

خداوند در این سوره  کسی که با طعنه های بی مورد خود باعث خورد شدن دیگران میشود را مورد خطاب قرار میدهد و ویژگی های او را میگوید و عذاب سخت و دردناک او را میگوید

گزاره و تعاریف : 

• در اولین کلمه ی سوره ویل امده است که یعنی تشر با شدت بسیار زیاد و این خشم خداوند را نشان میدهد

•خداوند در همز و لمز کنندگان را مورد خطاب قرار میدهد

•همز و لمز شبیه به طعنه است

     طعنه ای همراه با عیب جویی است 

     باعث میشود همز و لمز شده در خود خرد شود و تا اخر عمر خود را سرزنش کند

     جلوی پیشرفتش را میگیرد

     و تا اخر زندگی مثل ماست زندگی میکند

• همز و لمز کننده چند ویژگی دارد 

     فکر میکند تواناییی دارد که از نظر خودش سبب بر تری اش شده

     توانایی او میتواند هم مادی باشد و هم معنوی

     فکر میکند این توانایی تا اخر دنیا با او همراه است

•خداوند همچنین کسی را با کراهت شدید در عذاب میاندازد

•عذاب چنین فردی اتشی است به نام حطمه که این اتش چند ویژگی دارد :

     هیزم اتش خود انسان است

     اتشی است که از خشم خدا شعله ور میشود 

     تا اعماق جان ادم را میسوزاند

     انسان از درک ان عاجز است 

     در بر گیرنده است 

     از قلب شعله میگیرد زیرا همز و لمز شده در قلب خود خرد شده است

•همز و لمز جامعه را هم در برمیگیرد زیرا بقیه هم میترسند مثل نفر قبل همز و لمز شوند

•پس دلیل فراگیر بودن اتش اینست که جامعه را نیز در بر میگیرد

•همز در غیبت او اتفاق میفتد 

•لمز در حضور او اتفاق میفتد

•همز و لمز در مواقع زیادی از حسودی است 

•همز و لمز کننده پر عیب ولی پر مدعا است

«نسال الله منازل الشهدا»

۳ نظر
ذی حجر

سوره مبارکه شمس "دسته سوم آیات" /../ سعید کسایی

بسم الله الرحمن الرحیم
دسته سوم: مثل استفاده نکردن از امکانات و نتیجه عدم ایمان (آیات 10-15)

خداوند در ایات 10 تا 15 مثالی زده است که نشان میدهد نتیجه اش چیست مثال خدا قوم ثمود است انها قومی با نفس های کامل و منطق های قوی و خوبی داشتند که هر گناهی انجام میدادند ولی با منطق خود ان گناه را توجیح میکردند و خداوند برایشان حضرت صالح را میفرستد ولی انها باز تکذیب کردند و معجزه خواستند و خداوند برای قومی با منطق معجزه ای کاملا بی منطق فرستاد حضرت صالح شتری از دل کوه بیرون اوردند و قرار شد یک روز شتر اب بخورد یک روز اهالی ده ولی باز هم طغیان کردند و شتر را کشتند و خدا هم با عذابی سخت انها را با خاک یکسان کرد و در سوره ی فجر امده دیگر مثل انها خلق نمیشود و خدا بیمی از نابودی ان قوم ندارد این نتیجه کسی است که فجور در خود کاشت که طغیان میکند.

«نسال الله منازل الشهدا»
۱ نظر
ذی حجر

سوره مبارکه شمس "دسته دوم آیات" /../سعید کسایی

بسم الله الرحمن الرحیم

دسته دوم: ساختار نفس و نحوه و نتیجه استفاده از آن(آیات 8-10)

در ایات 8 تا 10 خداوند نتیجه ی استفاده ی خوب و بد از نفس را میفرماید ایه ی 8 چنین است : پس ما به ان نفس فجور و تقوی را الهام کردیم یعنی نفس ما فجور و تقوی را تشخیص میدهد پس با ان نفس کاملی که داریم میشود دو کار انجام داد پس این یعنی کسی که فجور را در نفس خود کاشت خودش خواسته زیرا نفسی کامل دارد که فجور را از تقوی تشخیص داده ولی با این حال به سمتش رفته است . در ایه 9 خداوند میفرماید قطعا کسی که تزکیه کرد پیروز شد این یعنی اینکه کسی که تقوی را تشخیص داد باید برای به کمال رسیدن تزکیه کند و کسی که این کار را کرد رشد میکند و پیروز میشود در ایه 10 خداوند میفرماید و قطعا نومید شد هرکه بیالود ان را این نتیجه ی نخواستن است پس هرکس نفس خود را به جای تقوی در فجور غرق کند رشد نمیکند و زیر دست و پا میماند زیرا کسی که رشد کرده باعث خوشحالی است و نتیجه ی نفس همراه فجور در ایات 10 تا 15 است .

«نسال الله منازل الشهداء»

۱ نظر
ذی حجر

سوره مبارکه شمس "دسته اول آیات" / .. / سعید کسایی

بسم الله الرحمن الرحیم

دسته اول: نعمت ها و قسم به آنها(آیات 1-7)

خداوند در این سوره به رشد انسان اشاره میکند در بین ایات 1 تا 7 خداوند به نعت هایی قسم میخورد که تنها یکی از انها برای رشد ما ( از لحاظ معنوی ) کافی است . خداوند به خورشید و روشنایی اش به ماه و به جای خورشید امدنش و به روز وقتی اشکار میشود و به شب هنگامی که فرا میگیرد و به اسمان و انکه بنایش کرد و به زمین و انکه ان را گستراند قسم میخوورد یعنی ما باید با دیدن انها به کمال می رسیدیم و رشد میکردیم ولی ما به کمال نرسیدیم چرا ؟زیرا از درون خراب هستیم.

مثال : در یک مزرعه بذر پاشی میکنند و اب میدهند افتاب میتابد و گرما وجود دارد بعضی رشد میکنند و بعضی رشد نمیکنند انهایی که رشد کردند را میچینند و در اغوش میگیرند ولی انهایی که رشد نکنند زیر دست و پا له میشوند چرا رشد نکردند همه امکانات وجود داشت ولی چرا ؟ زیرا دانه از درون خراب است .

خداوند پس از این قسم ها به نفس و انکس که ان را کامل کرد قسم میخورد یعنی علاوه بر نعمت های قبل که باید به واسطه ی انها به کمال میرسیدیم نفسی کامل به ما روزی داده شده نفس در مقابل غریزه است و هر کس میتواند با نفس خود به کمال برسد و میتواند به شقاوت برسد .


«نسال الله منازل الشهدا»

۰ نظر
ذی حجر