بسم الله الرحمن الرحیم؛ وَالْفَجْرِ ؛ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ؛ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ؛ وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ؛ هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ

۲ مطلب با موضوع «سید محمدجواد حیدری» ثبت شده است

سوره مبارکه علق/../سید محمدجواد حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم

١-اقراء نشانه نبوت پیامبر میباشد،زیرا ایشان میتوانستند قرآن را جوری برای ما بیان کنند که انگار خدا با پیامبر سخن نگفته است

٢-رب نشانه ربوبیت یعنی مالک مُصْلِح است

٣-خَلَقْ یکی از نشانه های ربوبیت خداست

٤-علق(خون بسته):ممکن است منظور از بی صبات بودن  خون باشد که اگر مقدار کمی از آن را از دست بدهد بدن بیمار میشود

٥-علق(خون بسته) اشاره به این دارد که این علق را باید چیزی به تکامل برساند و آن هم خداست.

٦-علق(خون بسته) وابسته به چیزی است آن هم خدا است

٧-کریم بودن خدارا چرا در این سوره بیان کرده؟-زیرا در آیه٦طغیان انسان را بیان شده و کریم بودن خدا برای این است که بعضی گناهان را میبخشد

٨-علّم به معنای اموختن است(خداوند علم را به پیامبر که سواد کافی نداشت آموخت)

٩-بالقلم به معنای باقلم بوسیله(خودکار،مداد،و...)آموختن است

١٠-بالقلم را میتوان این گونه بیان کرد که انسان  به وسیله گوش و چشم میبیند وعلم را میاموزد (سرنوشت ادم را تغییر میدهد)

برای همین است که این سوره اشاره به خوب دیدن و خوب شنیدن دارد.

١١-آیه ٥میفرماید((به انسان انچه را که نمیدانست اموخت)) ممکن است که این ایه اشاره به پیامبر دارد که خدا قرآن را به پیامبر آموخت و پیامبر قرآن را به مردم آموخت

١٢-آیه ٦ اشاره به طغیان مردم دارد

١٣-آیه٦و٧وقتی بعضی از انسان ها عالم می شوند طغیان می کنند زیرا فکر می کنند که به خدا نیازی ندارند


نسال الله منازل الشهدا


۱ نظر
بسیجیان مسجد المهدی

سوره مبارکه همزه/../ سید محمدجواد حیدری

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره ی مبارکه همزه درباره رفتاری در اجتماع صحبت می کند که غالبا به شکل رفاقتی است ؛ طعنه زدن؛

شنیدن طعنه دیگران به شکلی است که انسان را به خواری و ذلت می کشاند و گاهی از اوقات این عمل دیگران باعث می شود که حرکت و رشد متوقف شود.

این طعنه ها در سوره مبارکه همزه به همز و لمز معرفی می شود.

معمولا همزولمز به قصد خرد کردن دیگران است و بااین طرز فکر که در آن مورد طعنه زدن و تیکه انداختن من برتری دارم یعنی من برای خودم حسابی در نظر میگیرم که دیگران را برای عیبشان مستحق آن طعنه میدانم و برای خندیدن خودمان طرف مقابل را سرزنش و خرد می کنم.

* اگر عیبی از دیگران را دیدیم و به صورت دوستانه به او بگوییم و هدفمان رفع عیب و پیشرفتش باشد همز و لمز حساب نمیشود ولی اگر نیتمان برتری جویی و بدست آوردن لذت در خرد کردن باشد گناهی مرتکب شده ایم که عظمت آن را (در آیات انتهایی سوره) از عظمت عذابش میتوانیم تشخیص دهیم

در اکثر مواردی که همز و لمز صورت می گیرد این است که ما برای خودمان توانایی یا مالی را برتر از شخص مورد تمسخر در نظر می گیریم و اینکه فکر میکینم که این برتری برای ما کافی است و برای ما جاودانه است.

غرض آیات ابتدایی:

این تفکر که ما بوسیله این نعمت از دیگران برتر هستیم سبب همز و لمز میشود. اگر این طرز تفکر را از خود دور کنیم؛ میتوانیم از همز و لمز کردن دیگران هم پرهیز کنیم.


«نسال الله منازل الشهداء»

۳ نظر
بسیجیان مسجد المهدی