بسم الله الرحمن الرحیم؛ وَالْفَجْرِ ؛ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ؛ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ؛ وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ؛ هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ

۷ مطلب با موضوع «علی نظام آبادی» ثبت شده است

سوره ی مبارکه ی کوثر /../ علی نظام آبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

 خداوند در اول سوره به بزرگی پیامبر و نعمت کوثر اشاره می کند ولی هیچ انسانی توانایی رسیدن به بزرگی پیامبر را ندارد. پس برای قرار گرفتن در جریان کوثر درک بزرگی پیامبر و نعمت کوثر نیاز است چون ما نمی توانیم به مقام ایشان برسیم و تنها از طریق فهم و درک زندگی ایشان می توانیم در جریان کوثر قرار گیریم. 

 البته تنها از این یک نکته ی کوچک نمی توان نتیجه گیری کاملی داشت که کوثر جریان عظیمی است و برای قرار گرفتن در آن نیز بایدعظیم بود. 

پس درک عظمت پیامبر باعث می شود تا وجود انسان عظیم شود و بتواند بیشتر در جریان کوثر قرار گیرد. 

 جریان یک ویژگی ساده دارد و آن هم این است که انسان یا در آن هست و یا نیست و چون که تنها د جریان اصلی در جهان وجود دارد (کوثر و تکاثر) اگر انسان در جریان کوثر نباشد در جریان تکاثر است. یعنی اگر کسب به دنبال راه حق نباشد قطعا به دنبال راه باطل ،است پس وسطی وجود ندارد!!! 

عمل هم همین طور است ؛ در کلمه ی فعل فقط ریشه ی مادی و داخلی وجود دارد ولی در کلمه ی عمل هم داخلی و هم بیرونی وجود دارد.  یعنی وقتی در قرآن گفته می شود و عملوا الصالحات یعنی کار درست و خوبی در دیگران و عوامل خارجی نیز تاثیر داشته باشد. پس ما از دو نکته ی بالایی می توانیم نتیجه بگیریم که عملی که اصلاح نکند قطعا در جامعه افساد می کند. 

 قرار گرفتن در جریان کوثر یک بحث است و ماندن در آن بحثی دیگر ؛ در آیه ی دوم سوره به دو کار مهم اشاره شده که انسان با آن ها می تواند در جریان کوثر بماند. اولی: "صل"   که عملی است که خداوند آن را دوست دارد ولی به آن نیازی ندارد. عمل صل فقط برای انسان سودمند است و برای دیگران نمودی ندارد. صل عبادتی مخصوص است و می تواند گفت انسانها برای پاک شدن خودش آن را انجام می دهد مثلا کسی نماز شب را آشکار نمی خواند چون هدف پاکی خودش می باشد و عمل "نهر"   که در ریشه ی کلمه قربانی کردن شتر به طوری که سودش به همه برسد می باشد ؛ اما می توان گفت یعنی فقیری که در آن هدف دیگران هستند.  یعنی انسان برای ماندن در جریان کوثر هم باید برای رسیدن خودش به حق تلاش کند و هم برای رسیدن دیگران به حق تلاش کند و اگر کسی هر کدام از اینها را نداشته باشد از کوثر خارج و به مسیر تکاثر داخل می شود. 

 یک مصداق ساده برای این نکته افرادی هستند که در زیارت قبور مقدار زمان زیادی دز کنار ضریح مانده و دیگران را از این فیض محروم می کنند. 


 انسان باید صل و نهر را برای رب انجام دهد چون رب سوق دهنده به کمال است و اگر کسی کارها را برای رسیدن به کمال انجام دهد به کمال نمی رسد. 

نسأل الله منازل الشهدا

۰ نظر
بسیجیان مسجد المهدی

سوره مبارکه علق/../ علی نظام آبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

  • چون که پیامبر(صلی ا...) درحال عبادت بودندکه جبرئیل به ایشان فرمود بخوان،پس می‌توان گفت کسی که عبادت می کند می‌تواند بادرک وفهم به نام پرود گارش بخواند(یعنی عظمت وویژگی های نام خدا را درک کند وسپس خدارا بخواند.)
  • حالا اگر انسان کوچکی خود نسبت به خدارانیزبفهمد(در سوره گفته شده انسان رااز علق خلق کردیم و این کوچک بودن بودن انسان را در حد حقارت علق توصیف میکند)میتواند عبادتی به مراتب بهتر داشته باشدوهمچنین عبادت بادرک ودرک کوچکی نسبت به خدا باعث میشود انسان هیچگاه گناه نکند چون به علت کوچکی احساس نیاز داعمی به خدا میکند وهیچگاه از یاد خدا غافل نمیشود
  • اگر انسان خوب وبادرک خدا را عبادت کند واز گناه نیز دوری کند خدا از روی کرامتش به او علومی نمی داند را می‌آموزد،البته به گونه ای که دیگر از یادش نمی‌رود چون خدا به وسیله‌ی قلم میآموزد وخاصیت قلم ثبت کردن بدون پاک شدن است
  • دلیل بخشش علم از طرف خدا ارزش کار انسان نیست بلکه کار انسان سبک تر از آن است که همچین پاداشی داشته باشد،در سوره دلیل بخشش این علم فقط کرامت بسیار بالای خداست.
  • حالا اگر انسان کوچکی خود در برابرخدا را درک نکندوهمه ی دارایی هایش را از خود ببیند احساس بی نیازی نیبت به خدا پیدا میکند،ووقتی که احساس کند نیازی به خدا ندارد به راحتی دستور خدارا زیر پا میگذارد ودر اصل به راحتی خدا را مسخره میکند،به این انسان طغیانگر گفته میشود.
  • هیچگاه شر افراد طغیانگر به افراد مومن نمیرسد چون خدا مومنان را حفظ میکند.
  • خدا همه ی کارهایانسان را میبیند وهمهی انسان ها هم این را میدانند و تنها دلیل گناه کردن انسان این است که احساس بی نیازی میکند.
  • انسانی که گناه میکند یا احساس بینیازی میکند،خودرا از تمام افرادی مومن وهمچنین خدا توانا تر میداند و آنها را ذلیل میشمارد،برای همین هم خدا موی جلوی سرش را میگیرد وباذلیل ترین حالت ممکن اورا به جهنم میاندازد.
  • کسی که خود را بینیاز میبیند در ذلیل ترین حالت هم باز به مقام هاب دنیایی خود متوسل میشود،ولی آنها حتی به اندازه ی نگهبانان جهنم نیز نیرو ندارند
  • در آخر انسان با فهمیدن کوچکی خود وحقارت تغیانگران ودرک عظمت خدا باید به سجده بیفتد وبا این کار از طغیانگران برائت بجوید واگر این کار را نکند،او نیز جزو طغیانگران میشود
  • تنها با خوب دیدن ودرک خداوکوچکی نسبت به خداست که انسان میتواند از گناه دورشده وبه درجهی قرب الهی دست یابد

نسأل الله منازل الشهدا

۴ نظر
بسیجیان مسجد المهدی

سوره مبارکه زلزال/../ علی نظام آبادی

 بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی انسان هاهمیشه وقتی درحال گناه هستند،با این حال که می‌دانندکه خداآن هارامی بیندولی بازهم دست ازگناه نمیکشندواین به خاطراین است که نمیتوانند خدارادرک کنند،این سوره کمی کارمارابرای گناه نکردن آسان نر کرده است.سوره ی زلزال به مامیگویدکه اگراین رادرک نمیکنی که خدااعمالت را می‌بیندبدان که زمین هم توسط خدا مأمور شده که اعمال انسان هارا دیده ودر روز قیامت همه رابازگوکند.

زمین اعمال همه ی انسان هارامی‌بیندوآن هارامثل باری سنگین بردوش میکشدتادر روز قیامت اعمال انسان هارابه دستورخدا فاش کند.

ادامه متن را در ادامه مطلب مشاهده کنید

۷ نظر
بسیجیان مسجد المهدی

سوره مبارکه ناس (با محوریت ناس)/../ علی نظام آبادی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در سوره ی ناس علت  ابتلا به وسواس خناس این است که انسان ازعظمت ولطف خدا غافل میشود.

نتیجه ی غفلت ازعظمت خدا این ست که اگر انسان درمشکلی گرفتار شود وتوجهی به عظمت خدا نداشته باشد،برای خلاصی از مشکل حاضر به انجام هرکاری میشودو قبح ترک اعمال صالح وانجام گناهان برایش میریزد.

ودر مورد غفلت از لطف خدا میتوان گفت که انسان ها در زندگی همیشه افرادی راکه  بیشتر به آنهامحبت میکنند را بیشتر دوست داشته ،وقت بیشتری برایشان گذاشته وهدف زندگی خود را کسب محبت بیشتر آنان میکنند اگر انسان در مورداینکه خدا ازهمه افراد بیشتر به اومحبت میکند غافل باشد به جای اینکه وقت خود راصرف کارهای مورد پسند خداکند،گرفتار وسواس خناس شده وبه همین شکل کار های خیر خود رافدای اهداف غیر خدایی میکند.

به خاطر همین هم خدا ویژگی ها ی لطف ،قدرت وعظمت خود نسبت به انسان هارا به عنوان پناهگاه دربرابر وسواس خناس معرفی میکند،یعنی اگر انسان  ازاین دو ویژگی خداغفلت نکندوبه آنها ایمان کامل داشته باشدبه راحتی میتواند ازشر وسواس خناس در امان باشد.

یکی ازبهترین راه های ایمان به خداشناخت خداست وبهترین راه شناخت خداتدبر درقران است پس سوره ی ناس به صورت غیرمستقیم به یکی ازاهمیت های تدبر درقران اشاره دارد.


«نسال الله منازل الشهداء»


۱ نظر
بسیجیان مسجد المهدی

سوره مبارکه ناس/../ علی نظام آبادی


بسم الله الرحمن الرحیم
سوره مبارکه ناس:
  1. خداوند در این سوره پناه بردن به سه پناهگاه یا سه تا از صفات خود را به عنوان تنها راه مقابله با یک شر معرفی می کند
  2. در سوره ی فلق یک پناه گاه برای در امان ماندن از چهار شر کافی بود چون همه ی آن شر ها دارای نشانه هایی بودند ولی در سوره ناس خداوند سه پناهگاه را برای در امان ماندن از تنها یک شر معرفی می کند پس شری که در سوره ی ناس معرفی شده دارای نکاتی است که باید با توجه به وصف پناهگاه ها آن را بررسی کرد.
  3. هر سه پناهگاه معرفی شده در سوره سه صفت از صفات عظیم خداست
  4. پناه بردن به سه پناهگاه رب و ملک و اله باید به صورت اعتقادی نیز باشد یعنی انسان باید این ویژگی های خدا را به خوبی شناخته و درک کند. کسی که به عظمت خدا پی ببرد حتی یک لحظه هم از یاد خدا غافل نخواهد بود و حتی یک لحظه هم کارهای خیر خود را عقب نمی اندازد تا خدا را از خود راضی کند.
  5. عقب انداختن کارهای خیر ناشی از غفلت انسان از خداست زیرا طبق گزاره ی قبلی هرکسی از خدا غافل نباشد کارهای خیرش را به سبب جلب رضایت خدا عقب نمی اندازد.
  6. برای درک درست جایگاه خدا انسان باید صفت مهربانی خدا را نیز در کنار صفت عظمت خدا درک کند.
  7. در ترجمه ی سوره اشاره ای به صفت مهربانی خدا نشده ولی در سه آیه ی اول خدا خود را به عنوان پناهگاه و پناه دهنده معرفی می کند پس بر این اساس می توان گفت که وقتی فردی به فرد دیگر پناه می دهد حتما نسبت به او احساس مهربانی دارد.
  8. انسان می تواند با درک کامل صفات عظمت ، قدرت و مهربانی خدا زندگی خود را برای خدا خالص کرده و برای ناس جایگاه تکیه گاهی قرار نمی دهد.
  9. تنها کسانی دائما از شر وسواس خناس در امان خواهند بود که همه ی وجودشان خالص و همیشه به یاد خدا باشند و این با شناخت خدا امکان پذیر است.
  10. هر چیزی که انسان را از کار خیر باز دارد و او را برای به عقب انداختن کار خیر تشویق کند وسواس خناس است.


«نسال الله منازل الشهداء»

۴ نظر
بسیجیان مسجد المهدی

سوره ی مبارکه همزه/../ علی نظام آبادی

بسم ا..


سوره مبارکه همزه

  •  در این سوره خدا همزولمز را به عنوان یکی ازاعمال بسیار زشت بعضی انسان ها، با خشم بیان می کندو سرانجام خوفناک انجام این عمل را به انسان ها گوشزد می کند.

  •   در اول این سوره کلمه ویل وجود دارد و کلمه ویل بیانگر یکی از خوف ناکترین حالات خشم خدا می باشد.

  • خداوند از همزولمز وفرد همز ولمز کننده متنفر است.

  •   همزولمز یعنی این که با یک طعنه یا تمسخر ،شخصیت فردی را در نظر دیگران یا درنظر خودش خرد کنیم.

  • همزولمز با خرد کردن شخصیت یک فرد،اعتماد به نفس او را از بین برده وجلوی پیشرفت فرد را می گیرد.

  • وقتی فردی همزولمز میشود افرادی که نقطه مشترکی با فرد همزولمز شده دارند و همزولمز شدن فرد را مشاهده میکنند به دلیل داشتن وجه مشترک،اعتماد به نفس خود را از دست داده و از پیشرفت دست میکشند ،پس همزولمزعلاوه بر فرد جلوی همزولمز نه تنها در حضور فرد بلکه در غیاب او هم اثر منفی خود را میگذارد

  •  همزولمز می تواند به صورت درونی باشد یعنی کسی فرد را همزولمز نمی کند ولی او خود با دیدن برتری دیگران نسبت به خود در بعضی زمینه ها و در نظر نگرفتن نعمات و برتری هایی که خداوند به او عطا کرده  ناامید شده ، شخصیت خود را برای خود خرد کرده ودست از پیشرفت میکشد.این فرد در اصل خود را همزولمز میکند.

  •   وقتی ما در جمع کسی را همزولمز می کنیم به علاوه تاثیرات منفی ذکر شده اگر فردی رفتار ما را بیاموزد و در زندگی افراد را همزولمز کند،تا زمانی که او این کار ار انجام می دهد،گناه یاد دادن همزولمز به این فرد برای ما نوشته میشود

    •   آتشی که مخصوص سوزاندن افراد همزولمزکننده است آتش حطمه نام دارد که به معنی شکننده است.

    • وقتی فردی فرد دیگر را همزولمزمیکند شخصیت او خرد شده وقلبش در فشار قرار میگیرد به خاطر همین هم آتش حطمه در جهنم از قلب فرد همزولمزکننده شعله ور شده و هم از لحاظ روحی و هم جسمی او راخرد میکند.به طوری که هیچ باقی مانده ای از فرد نمی ماند.

    •  آتش حطمه از خشم خدا به وجود می آید ودر اصل خود فرد همزولمزکننده تبدیل به آتش شده وآتش اوبه اطراف هم سرابت میکند.

    •   آتش فرد همزولمزکننده در یک ستون از قلبش به بالا می رود و مانند یک ستون فرد را به زمین می فشارد.

     

    اهل بیت علیهم السلام در زندگیشان بسیار زیاد توسط دشمنان همز ولمزشدند پس اگر ما هم دیگران را همزولمزکنیم کار دشمنان اهل بیت را انجام داده ایم وهرگز نمی توانیم خود را میان یاران امام زمان علیه السلام حساب کنیم.


    «نسال الله منازل الشهداء»

    ۱ نظر
    بسیجیان مسجد المهدی