بسم الله الرحمن الرحیم؛ وَالْفَجْرِ ؛ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ؛ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ؛ وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ؛ هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ

۲ مطلب با موضوع «محمدرضا صفری» ثبت شده است

سوره ی مبارکه ی بلد /../ محمدرضا صفری

بسم الله الرحمن الرحیم


1- خداوند در آیه ی اول به شهر مکه قسم خورده است.

2- شهر مکه دارای سه ویژگی است: پیامبر ، مردم و کعبه دارد.

3- حل شدن پیامبر در شهر مکه.

4- تفکر منحرف مردم شهر مکه باعث حل شدن پیامبر شده است.

5- خداوند در آیه ی سوم به کسانی که کعبه را ساختن [حضرت ابراهیم (ع) و حضرت اسماعیل (ع)] قسم می خورد.

6- پس خدا به کفارین هشدار می دهد که کعبه جای بت نیست ، جای عبادت است.

7- خداوند می گوید که ما انسان را در سختی آفریدیم.

8- و خداوند دارد به کسانی که از طریق ثروت از سختی فرار می کنند هشدار می دهد.

9- و خدا به انسان هشدار می دهد که احساس قدرت نکند.

10- و انسان در اینجا مال زیادی خرج می کند (در کارهای خیر) که بتواند از سختی فرار کند.

11- در آیه ی ششم خدا انسان را به خرج کردن مال در کارهای خیر منسوب می کند.

12- انسان دارد با نابودی مال ها در کارهای خیر از سختی فرار می کند.

13- خدا می گوید که انسان فکر نمی کند که کسی او را نمی بیند که کار خیر انجام نداده.

14- انسان در جهل است چرا؟ چون او فکر می کند کسی او را نمی بیند ولی خدا می بیند.

15- در آیه ی هشتم خدا انسان را به کوری نام می زند.

16- و خدا می گوید که از نعمت خود خوب استفاده نمی کند.

17- خدا می گوید که مگر انسان زبان ندارد؟!

18- خدا می گوید مگر انسان دو لب ندارد؟!

19- و خدا می گوید که ما به انسان دو راه خیر و شر نشان دادیم.

20- یعنی اینکه انسان راه خیر را انتخاب نکرده اما راه شر را انتخاب کرده که از نعمت و فرمان خدا سر پیچی می کند.



نسأل الله منازل الشهدا



۱ نظر
بسیجیان مسجد المهدی

سوره ی مبارکه ی تکاثر /../ محمدرضا صفری

بسم الله الرحمن الرحیم


 "مثال یک"  فوتبال بازی کردن یا تماشا کردن: مثلا یک زمانی حوصله ی ما سر رفته و در تلوزیون فوتبال تماشا میکنیم و همین گار را در ایام امتحانات انجام میدهیم به این کار میگویند لهو یعنی درس خواندن که گار با ارزش است را انجام ندهیم و فوتبال تماشا کنیم و سرگرم بشویم و قیامت را فراموش کنیم.  ولی ممکن است ین کار لهو نباشد اگر ما بخواهیم از آن چیزی یاد بگیریم و سرگرم آن نشویم. 

 "مثال دو"   تلوزیون نگاه کردن خود یه کار لهو است چرا؟ چون ما حوصله مان سر رفته و همش کانال عوض میکنیم و کارهای با ارزش را انجام نمی دهیم. این کار نشان می دهد که ما نمی تونیم برنامه هایمان را با کار های با ارزش پر کنیم و برنامه ریز خوبی نیستیم. 

 "مثال سه"   در بحث رقابت کردن مثل: مسابقه ی پله ، که هرکه بتواند باز پله های بیشتری بپرد او برنده بازی است که کار لهو است. مثلا: اگر صبح زمان رفتن به مرسه باشد و دو دوست مسافت از خانه تا مدرسه را طی می کنند ؛ نفر اول به دومی میگوید من می توانم از چهار پله بپرم اما نفر دوم می گوید من می توانم از پنج پله بپرم. نفر اول آن روز را فقط تمرین میکند که بتواند از شیش پله بپرد. روز بعد اولی میگوید من از شیش پله می پرم تو چطور؟ و همین طور رقابت میکنند و این کار باعث میشود تا قیامت ، شکر خدا و... را فراموش کنند و سر گرم آن کار لهو شوند. 

 "مثال چهار"   بازی کردن در ایام امتحانات یک کار لهو است مثلا در روز یکشنبه امتحان ریاضی داریم ، یک نفر آن درس را می خواند و یک نفر دیگر بازی می کند آن بازی کننده کار لهو انجام می دهد چون بازی که ارزش نداشت را به درس ترجیح داد. 

نسأل الله منازل الشهدا

۱ نظر
بسیجیان مسجد المهدی