بسم الله الرحمن الرحیم؛ وَالْفَجْرِ ؛ وَلَیَالٍ عَشْرٍ ؛ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ؛ وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ ؛ هَلْ فِی ذَلِکَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ

۲۷ مطلب با موضوع «مهدی مقصودی» ثبت شده است

وقایع جمادی الاول/ مهدی مقصودی /پنجم

‌‍ ‍ ‍بسم الله الرحمن الرحیم


پنجم جمادی الاول

ولادت با سعادت حضرت زینب (علیهاالسلام)

در روز پنجم جمادی الاول سال پنجم هـ .ق ولادت با سعادت، عقیله ی بنی هاشم، حضرت زینب کبری (علیهاالسلام)، در مدینه ی منوره واقع شد. (1) پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و مادر گرامی شان، سرور و زینت زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) هستند.
چنین نقل شده که چون در وقت ولادت حضرت زینب (علیهاالسلام)، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به مسافرت رفته بودند، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) این مولود مبارک را به دست امیرمؤمنان (علیه السلام) دادند تا بر ایشان نامی تعیین کنند. آن حضرت فرمودند: «من در این کار بر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سبقت نمی گیرم؛ صبر می کنیم تا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از سفر برگردند و نام این نوزاد را تعیین نمایند». پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که از سفر بازگشتند، طبق معمول، ابتدا بر خانه ی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وارد شدند. حضرت علی (علیه السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردند: «خداوند دختری به ما عطا کرده است؛ شما نام او را تعیین فرمایید». آن حضرت فرمودند: «فرزندان فاطمه فرزندان من هستند و اختیارشان با پروردگار است؛ لذا منتظر وحی و دستوری از جانب او می مانم» در این هنگام جبرئیل نازل شد و عرض کرد: «خداوند تو را سلام می رساند و می فرماید: نام «این نوزاد را زینب بگذار؛ زیرا ما در لوح محفوظ این نام را برای او نوشتیم».
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آن مولود را بوسیدند و فرمودند: «به همه ی حاضران و غایبان امت خود توصیه می کنم که این دختر را محترم بدارند، زیرا به خدیجه ی کبری (علیهاالسلام) شباهت دارد». (2)
در روایتی چنین آمده است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت زینب (علیهاالسلام) را در حالی که در سن کودکی بودند، طلب کردند و ایشان را بوسیدند و صورت به صورتشان گذارده، فرمودند: جبرئیل به من خبر داد که این دختر شریک حسین من در مصیبت ها و بلاهاست». (3)
محمد غالب شافعی، یکی از نویسندگان معروف مصر، در موردشخصیت عقیله ی بنی هاشم چنین می نویسد: «یکی از بزرگ ترین زنان اهل بیت علیهم السلام از نظر حسب و نسب و از بهترین زنان پاک که دارای روحی بزرگ و مقام تقوا و آیینه ی تمام نمای مقام رسالت و ولایت بوده، حضرت زینب، دختر علی بن ابی طالب (علیهاالسلام) می باشد که از سرچشمه ی علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود. در فصاحت و بلاغت، یکی از آیات بزرگ الهی به شمار می رفت و در حلم، کرم، بصیرت و تدبیر کارها در میان بنی هاشم، بلکه عرب، زبان زد بود و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرده؛ شب ها در حال عبادت و روزها را روزه می داشت و به تقوا و پرهیزکاری معروف بود». (4)



ولادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها:

در مدینه طیبه در سال پنجم یا ششم هجری در این روز واقع شده است. اقوال دیگر در ولادت آن حضرت(۲)عبارت است از ۵ جمادی الاولی سال ۶هجری, ماه رمضان سال ۶ هجری, دهه آخر ربیع الثانی در سال ۵ یا ۶ یا ۷ هجری

پدر بزرگوار آن حضرت امیرالمومنین علیه السلام و مادر گرامی اش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است. همسر آن حضرت جناب عبدالله بنجعفر بن ابی طالب علیهم السلام و فرزندان آن حضرت علی, عون, عباس, محمد و ام کلثوم هستندکه عون و محمد در کربلا شهید شدند.

کنیه آن مخدره ام کلثوم, ام عبدالله و ام حسن است,و ولی کنیه های خاص حضرت ام المصائب, ام الرزایا و ام النوائب است.

 

القاب آن مخدره بسیار است, و از آن جمله: عقیله بنی هاشم, عقیله الطالبیین, صدیقه صغری _ اشاره به مادرش که صدیقه کبری و پدرش که صدیقاکبر است _, عصمت صغری, ولیه الله, الراضیه بالقدر و القضا, صابره البلوی من غیر جزع و لا شکوی, امینه الله, عالمه غیر معلمه, فهمه غیر مفهمه,محبوبه المصطفی صلی الله علیه و آله , ثانیه الزهراء سلام الله علیها, الشریفه.

از نسل علی فرزند حضرت زینب سلام الله علیها که معروف به زینبی است فرزندان زیادی به دنیا آمده اند, که سیوطی رساله زینبیه را درباره آنها تاُلیفکرده است.

 

ماجرای ولادت حضرت

هنگام ولادت آن حضرت, پیامبر صلی الله علیه و آله در سفر بودند. امیرالمومنین علیه السلام برای نامگذاری این مولود فرمودند:" بر پیامبر صلی اللهعلیه و آله سبقت نمیگیرم ". تا آن که حضرت آمدندو منتظر وحی شدند. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند سلام میرساند و می فرماید: این دختررا زینب نام بگذار, چه این که این نام را در لوح محفوظ نوشته ایم.

پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت زینب سلام الله علیها را طلب کرده بوسیدندو فرمودند: وصیت میکنم به حاضرین و غائبین که این دختر را به خاطرمن پاس بدارید که همانا وی به خدیجه کبری سلام الله علیها مانند است. سکینه و وقار آن حضرت را به خدیجه کبری سلام الله علیها و عصمت وحیائش را به فاطمه زهرا سلام الله علیها و فصات و بلاغتش را به علی مرتضی علیه السلام و حلم و بردباریش را به حسن مجتبی علیه السلام وشجاعت و قوت قلبش را به حضرت سیدالشهدا علیه السلام همانند نموده اند.

 

ابن حجر در اصابه و ابن اثیر در اسدالغابه در حالات آن حضرت نوشته اند: در مجلس یزید لعنت الله علیه حضرت زینب سلام الله علیها کلماتیفرمودند که دلالت بر قوت قلب آن حضرت دارد. آن حضرت در کرم و بصیرت و حلم مشهور خاندان بنی هاشم و عرب بوده, و بین جمال و جلال,سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع کرد. شبها در عبادت بود و روزها روزه و او به اهل تقوی معروف بود.



۰ نظر
گجله گمنام

احکام نماز(4) / 1411-1414 / مهدی مقصودی

‌‍ ‍ ‍بسم الله الرحمن الرحیم


( 1411 اگر امام در محراب باشد و کسی پشت سر او اقتدا نکرده باشد کسانی که دو طرف محراب ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمی بینند،نمی توانند اقتدا کنند، بلکه اگر کسی هم پشت سر امام اقتدا کرده باشد اقتدا کردن کسانی که دو طرف او ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمی بینند اشکال دارد، بلکه باطل است.

 

( 1412 اگر به واسطه درازی صف اول، کسانی که دو طرف صف ایستاده اند امام را نبینند می توانند اقتدا کنند و نیز اگر به واسطه درازی یکی از صفهای دیگر، کسانی که دو طرف آن ایستاده اند، صف جلوی خود را نبینند، می توانند اقتدا نمایند.


( 1413 اگر صفهای جماعت تا درب مسجد برسد کسی که مقابل درب پشت صف ایستاده نمازش صحیح است، و نیز نماز کسانی که پشت سر او اقتدا می کنند، صحیح می باشد ولی نماز کسانی که دو طرف او ایستاده اند و صف جلو را نمی بینند، اشکال دارد، بلکه باطل است.


 

 (1414 کسی که پشت ستون ایستاده، اگر از طرف راست یا چپ به واسطه ماموم دیگر به امام متصل نباشد نمی تواند اقتدا کند. بلکه اگر از دو طرف هم متصل باشد، ولی از صف جلو حتی یک نفر را هم نبیند، جماعت او صحیح نیست.

۰ نظر
گجله گمنام

احادیث نماز/ مهدی مقصودی /سری یازدهم

‌‍ ‍ ‍بسم الله الرحمن الرحیم


(23نشانه قبولی نماز

امام صادق (ع ) :من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاءو المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه

هرکس دوست دارد بداند که نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را ازگناه و زشتی  باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته ، به همان اندازه نمازش قبول شده است .

بحار الانوار، ج ,82 ص 198 

 

(24حضور قلب

امام سجاد (ع ) : ان العبد لا یقبل من صلاته الا ما اقبل علیه منهابقلبه

همانا نماز بنده پذیرفته نمی شود، مگر آنچه را که با قلبش به نماز توجه کرد.

وسائل الشیعه ، ج 4، ص .688 المواعظ العددیه ، ص 270 

۰ نظر
گجله گمنام

احکام نماز(3) / 1407-1410 / مهدی مقصودی

‌‍ ‍ ‍بسم الله الرحمن الرحیم


1047)احتیاط واجب آن است که نماز عید فطر و قربان را در زمان غیبت امام علیه السلام با جماعت نخوانند، ولی به قصد رجاء مانع ندارد و نمازهای مستحبی را هم نمی شود به جماعت خواند مگر نماز استسقاء که برای آمدن باران می خوانند.

 

1408)موقعی که امام جماعت نماز یومیه می خواند هر کدام از نمازهای یومیه را می شود به او اقتدا کرد ولی اگر نماز یومیه اش را احتیاطا دوباره می خواند فقط در صورتی که ماموم احتیاطش با امام یکی باشد می تواند به او اقتدا کند.

 

1409)اگر امام جماعت قضای نماز یومیه خود را می خواند می شود به او اقتدا کرد، ولی اگر نمازش را احتیاطا قضا می کند یا قضای احتیاطی نماز کس دیگر را می خواند اگر چه برای آن پول نگرفته باشد اقتدای به او اشکال دارد ولی اگر انسان بداند صورت اقتدای به او اشکال ندارد.

 

1410)اگر انسان نداند نمازی را که امام می خواند نماز واجب یومیه است یا نماز مستحب نمی تواند به او اقتدا کند.

۰ نظر
گجله گمنام

احادیث نماز/مهدی مقصودی/سری دهم

‌‍ ‍ ‍بسم الله الرحمن الرحیم


(21ملاک قبولی نماز

امام صادق (ع ) :قال الله تبارک و تعالی : انما اقبل الصلاة لمن تواضع لعظمتی ، و یکف نفسه عن الشهوات من اجلی  و یقطع نهاره بذکری ولا یتعاظم علی خلقی و یطعم الجائع و یکسو العاری ، و یرحم المصاب و یؤوی الغریب ...

خداوند متعال فرمود: نماز کسی را می پذیرم که :1- درمقابل عظمت من خاضع باشد.2- از خواسته های نفسانی به خاطر من خود را دور کند.3-روزش را با یاد من به پایان برد.4- بر بندگانم بزرگی نفروشد.5- به گرسنه غذا دهد.6- برهنه را بپوشاند.7- به مصیبت دیده مهربانی کند.8- غریب راپناه دهد.

بحار الانوار، ج ,84 ص .242 میزان الحکمه ، ج 5، ص 386

 

(22قبولی یک نماز

امام صادق (ع ) :من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

اگر خداوند از کسی یک نماز بپذیرد او را عذاب نمی کند.

وسائل الشیعه ، ج 3، ص .23 محجة البیضاء، ص 339 

۰ نظر
گجله گمنام

وقایع ربیع الثانی/../بیست و سوم تا آخر

‌‍ ‍ ‍بسم الله الرحمن الرحیم


*بیست و پنجم  ربیع الثانى

*کناره گیری  معاویة بن یزید خود از خلافت

هنگامى که یزید بن معاویه در 14 ربیع الاول سال 64 ه‍ به درکات جحیم شتافت ، فرزندش معاویه به جاى وى نشست . او پس از چهل روز در 25 ربیع الثانى بر فراز منبر رفت و خطبه خواند و اعمال پدران خود را یاد کرد، و بر جد و پدر خود لعنت کرد و از افعال ایشان تبرى جست و گریه شدیدى نمود، و آنگاه خود را زا خلافت خلع نمود.

مروان بن حکم لعنت الله علیه از پاى منبر برخاست و گفت : الحال که طالب خلافت نیستى پس امر خلافت را به سویى بیفکن . معاویه بن یزید گفت : من حلاوت خلافت را نچشیدم ، چگونه راضى شوم که سختی های آن را بچشم . به هر صورت در خانه نشست و مشغول گریه شد و 25 یا 40 روز بعد از این واقعه فوت کرد و به قولى او را مسموم کردند. پس از او خلافت اولاد ابوسفیان تمام شد و به مروان و آل او منتقل شد.


آخرین روز  ربیع الثانى

مرگ خالد بن ولید

در روز آخر ربیع الثانى خالد بن ولید بن مغیره مخزومى به اسفل السافلین جهنم شتافت. او 20 سال بعد از بعثت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در اواخر زندگانى آن حضرت ، به همراه عمرو عاص به ظاهر اسلام را قبول کرد. ابوبکر او را حاکم شام کرد، و عمر او را عزل کرد. پس از مدتى در شهر حمص مردو در همانجا مدفون شد.

در مواردى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از کارهاى خالد بیزارى جستند. او بدون اجازه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بنى جذیمه را به قتل رساند و عده اى را اسیر کرد و گفت : ((هر کس اسیرى در دست دارد او را بکشد)). مهاجر و انصار اسرار را نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرستادند و آن حضرت دستان مبارک را بلند کرد و دوبار فرمود: ((خدایا من بیزارى مى جویم به سوى تو از کارى که خالد کرده است.

روزی خالد  به عمار ناسزا گفت . پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: ((هر کس عمار را سب کند خداوند او را سب مى کند.

او به دستور یکی از مخالفین، خواست امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را به شهادت برساند، ولى قبل از هر اقدامى آن حضرت متوجه شدند، و با دو انگشت گلوى خالد را آن چنان فشار دادند که خالد نعره کشید و مردم فرار کردند و خالد لباسش را نجس کرد. آنگاه گفت : دیگران  مرا به این کار امر کرده اند.

همچنین خالد بن ولید، مالک بن نویره (رحمه الله ) را با عده زیادى از قبیله او به جرم بیعت نکردن با ابوبکر کشت

در مورد دیگرى هنگامى که ابوبکر او را به سوى قبیله بنى سلیم فرستاد، عده ای از مردان قبیله را در محلى جمع کرد و آنان را با آتش سوزانید.

۰ نظر
گجله گمنام